اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1902

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

ص 508 ، س 12 : إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ . . . خدا گناه شرك را نمىآمرزد ولى فروتر از آن را براى هركه بخواهد مىآمرزد . ص 508 ، س 24 : كل ذنب لك . . . هر گناهى بخشوده است مگر اعراض از من ( روىگردانى از من ) . ص 508 ، س 28 : إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ . . . خدا گناه شرك را نمىآمرزد ولى فروتر از آن را براى هركه بخواهد مىآمرزد . ص 509 ، س 6 : لو وزن خوف . . . اگر بيم و اميد مؤمن را بسنجند ، اين دو برابر خواهد بود . ص 512 ، س 10 : المالك لا ينازع . . . با مالك در ملكش و دربارهء ملكش نزاع نتوان كرد . ص 513 ، س 5 : ان الله لا ينظر . . . همانا خدا به برون شما نمىنگرد . ص 513 ، س 8 : من مقت نفسه . . . كسى كه خود را در راه خدا خوار سازد ، خدا او را از شكنجهء خويش باز خواهد داشت . ص 513 ، س 16 : و اهنتنى و . . . مرا خوار داشتى و من خود را خوار كردم . آنكه خوارترين است ، نزد تو گرامىترين است . ص 515 ، س 10 : وجه المؤمن . . . روى مؤمن آيينهء دل او است ، و روى كافر آيينهء دل او . ص 515 ، س 19 : سِيماهُمْ فِي . . . نشانه‌شان ، [ از راه نمازگزارى ] در چهره‌هاشان است . ص 516 ، س 10 : انا عند ظن . . . من همانم كه بنده‌ام به من گمان برد . پس هرچه مىخواهد گو كه گمان برد .